محمد ابراهيمى وركيانى

289

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

قيام بر ضد تو نيست ، ولى از آينده او ترسانم . بنابراين نظر خود را در مورد حسين برايم بنويس . « 1 » دينورى مىنويسد : « اين رويداد پس از شهادت حجر بن عدى بوده است » . « 2 » معاويه در پاسخ نامه مروان نوشت : نامه‌ات رسيد و مقصود تو را از آنچه كه درباره حسين نوشتى دريافتم . برتوباد كه در هيچ موردى متعرض حسين نشوى با تكيه بر عهدسپارى در برابر شرايط حسن بن على ، تا زمانى كه او به سراغ تو نيامده او را به‌حال خود واگذار . زيرا ما در صدديم تا موقعى كه به بيعت خويش پايبند باشد و در قدرتْ با ما درگير نشود ، با او كارى نداشته باشيم . بنابراين تا موقعى كه آشكارا مخالفت خود را ابراز نداشته با او مدارا كن . « 3 » همچنين معاويه نامه‌اى نيز بدين مضمون به امام حسين ( ع ) نوشت : امورى از تو به من گزارش شده كه اگر راست باشد نيز تصور مىكنم از روى بىتوجهى بوده است . پس از آن دست بردار ؛ چه اينكه به‌خدا قسم ، كسى كه عهدى سپرده است سزاوار است بدان وفادار باشد . و اگر اين اخبار دروغ باشد تو بايستى دورترين افراد از آن باشى . خودت را پند ده و فراموش مكن و به عهد خدا پايبند باش . زيرا هر زمان كه موقعيت ما را انكار كنى موقعيت تو را انكار خواهيم كرد و هر زمان در مورد ما حيله‌اى به‌كار برى با تو از در حيله وارد خواهيم شد . از خدا بترس كه موجب تفرقه مسلمانان شوى و به دست خود آنان را در آشوب اندازى . تو مردم را خوب مىشناسى و آنها را آزموده‌اى . بنابراين مواظب خود ، دينت و امت محمد باش . مبادا پاره‌اى از نادانان ، تو را بىوقار سازند . « 4 » پاسخ امام حسين ( ع ) به معاويه هرچند برخى تاريخ‌نگاران مانند دينورى در اخبار الطوال پاسخ امام ( ع ) را به‌اجمال گزارش

--> ( 1 ) . همان ، ص 272 . ( 2 ) . دينورى ، اخبار الطوال ، ص 272 . ( 3 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 366 . ( 4 ) . همان ، ص 367 .